مشاهیر آذربایجان » . » مدرسه امام رضا(ع)









.: سلام به شما بازدیدکننده عزیز :.

.:با توجه به پایین بودن سرعت اینترنت در برخی مناطق برای دسترسی سریع به قسمت های مختلف سایت می توانید از لینک های زیر استفاده کنید :.>



 
خانهپروفایلاخبار سایتدفتر میهماندعوت به دوستانارتباط با ما
 

منوی اصلی کاربران

 
Slashdot's Menu
جالب های اینترنت محاسبه اضافه وزن
 
 
آخرین اخبار مدرسه
اسامي قبول شدگان تيزهوشان 90     تصاویر نجومی زیبا/ از نورهای کالیفرنیایی تا یک جفت مزاحم!      تصاویر نجومی زیبا/ از نورهای کالیفرنیایی تا یک جفت مزاحم!      موجودات خارق العاده زیست‌تاب را اینجا ببینید     کشف گونه های جدید در گینه نو/ تصاویر مارمولک عجیب و کیسه دار چشم آبی     
 

 

 
New Page 1

مسابقه ویژه دهه فجر 90

با حمد وسپاس خداوند و با سلام به همه ی سبز دلان و اولیاء محترم و شما دانش آموزان عزیز دبستان امام رضا(ع)

 

دهه ی مبارکه ی فجر را به همه آزادی خواهان تبریک عرض می نماییم و یاد و خاطره ی بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران وشهدایعزیز را گرامی می داریم،

چرا که آرامش امروزمان حاصل جان نثاری همان عزیزمان می باشد.

 

از آنجا که رژیم تحمل افشاگریهای امام در داخل ایران را نداشت، او را به عراق تبعید کرد. مردم روز به روز آگاه تر می شدند .

 

امام همانطور که در داخل بر علیه رژیم شاه مبارزه می کرد، در عراق هم به این کار شدت بیشتری داد.

 

شاه برای جلوگیری از قیام مردم ،دست به کشتار مردم زد.تظاهرات هر روز به اوج خود می رسید، اعلامیه های امام در خارج از ایران ، مردم را در این راه

 

مصمم تر می کرد.بالاخره برای شاه راهی جز فرار از ایران باقی نماند. امام فرموده بودند تا زمانیکه شاه در ایران است ،به کشور باز نخواهد گشت ولی پس از

 

رفتن شاه، پس از 15 سال به ایران بازگشتند.مردم بزرگترین استقبال تاریخ را از امام به عمل آوردند.

 

رژیم شاه از بین رفت.مردم به رهبری امام خمینی افرادی را که در رآس حکومت شاه ظالم بودند دستگیر می کردند.تمام شهرهای ایران آزاد شد. در روز 22

 

بهمن ماه 1357، ایران به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید و رژیم شاهنشاهی که 2500 سال بر ایران حکومت می کردند،نابود شدند. مردم به آرزوی خودرسیدند و به انقلاب اسلامی سلام کردند.

 

                     مسابقه ویژه دهه فجر (برای تمامی شرکت کنندگانی که جواب درست را به ما بفرستند جایزه اهدا خواهد شد )

شرایط شرکت :

1- شرکت برای همه آزاد است

2- جواب سئوالات زیر جمله ای را تشکیل می دهد که شما می بایست این جمله را تا 18 بهمن با ذکر نام دانش آموز به شماره

30007650001948 پیامک کنید

 

سئوال1: کلمه ای است 6 حرفی که به معنای منقلب شدن-دگرگون شدن از چیزی به چیز دیگر ،تبدیل شدن؟

 

سئوال2: دین مردم کشور عزیزمان (کلمه ای است 5 حرفی)؟

 

سئوال3: رهبر کبیر انقلاب اسلامی؟

 

سئوال4: شکست نیست؟

 

سئوال5: بالاترین مقام در یک کشور؟

 

سئوال6: روز و سال پیروزی انقلاب اسلامی؟

 

 

 

 
How the load another HTML page and get data from it

تعداد بازدید:925

مشاهیر آذربایجان

 

دیدن توضیح || بستن توضیح

امیر علی شیر نوابی

میر علی شیر نوایی یکی از شاعران بزرگ تاریخ ادبیات ترکی و فارسی است. نوایی چه در نظم و چه در نثر آثار گرانبهایی از خود بر جای نهاده است. و مجالس النفائس او یکی از مشهورترین تذکره های تاریخ ادبیات است...

میرعلیشیر نوایی شاعر، ادیب، وزیر و نویسنده بزرگ ترک / سید حیدر بیات
امیر علی شیر نوایی یکی از شاعران بزرگ تاریخ ادبیات ترکی و فارسی است. نوایی چه در نظم و چه در نثر آثار گرانبهایی از خود بر جای نهاده است. و مجالس النفائس او یکی از مشهورترین تذکره های تاریخ ادبیات است که اصل آن به زبان ترکی جغتایی است ولی در ایران ترجمه فارسی آن به کرات منشتر شده است و تقریبا تاکنون چهار ترجمه فارسی از این کتاب در دست است.
اشعار ترکی نوایی به زبان ترکی جغتایی (چاغاتای) می باشد. در مورد زبان جغتایی میتوان گفت: این زبان بعد از ترکی قاراحانی و ترکی خوارزمی در آسیای میانه ظهور یافت و به عنوان زبان ادبی و مکتوب این سامان به کار گرفته شد و بعد از یک دوره رونق هشتصدساله با روی کار آمدن زبان ازبکی جدید که بر اساس همین زبان جغتایی و نیز لهجه های محلی ازبکستان شکل گرفت، به یکباره از میان رفت. در واقع زبان جغتایی یکی از مهمترین زبانهای ادبی و مکتوب ترکی است که مقایسه آن با ترکی عثمانی و آذربایجانی قیاس مع الفارقی نخواهد بود و نیز پربیراه نخواهد بود که اگر گفته شود این زبان رونق خود را مدیون امیر علیشیر نوائی است.
تاثیر آثار امیرعلیشیر نوائی در گسترش این زبان به حدی است که در دوره قاجاریه چندین شاعر ترک در تهران به این زبان شعر سروده اند و علاوه بر آن چندین لغتنامه برای شرح و توضیح آثار این شاعر بزرگ تدوین شده است که مشهورترین آنها لغتنامه سنگلاخ نوشته میرزا مهدی خان استرآبادی منشی نادر شاه است.

نگارنده به هیچ وجه قصد تحقیق و تفحص در این باب را نداشتم اما آشنایی با سایت نوایی که توسط ادب دوستی به نام « انجنیر نامق کمال بدری » اداره میشود، مرا وسوسه نمود که دوباره به نوایی بیندیشم و گزیده ای از غزلیات ترکی نوایی را که در فرانسه توسط حمید اسماعیل اف و jean-pierre balpe منتشر شده است و ضمن ارائه ترجمه فرانسوی اصل غزلها را به خط عربی و احتمالا از روی یک نسخه خطی آورده است، بخوانم. این نوائی خوانی که یک روز کامل مرا از کارهای انباشته شده ام بازداشت، بسیار لذتبخش و در عین حال درد آور بود. چون برای لذت بردن از اشعار زیبا و بسیار زیبای نوایی باید حتما با ترکی جغتایی آشنا بود که امکان آن برای همه وجود ندارد و نیز ضمن خواندن این اشعار متوجه مسئله دیگری نیز شدم و آن اینکه ترکی جغتایی برعکس ترکی آذربایجانی و عثمانی، با عروض سازگاری بسیاری دارد و پسوندهای «غه»، «کا» و... به راحتی جاهای خالی افاعیل را پر کرده و شعرها بسیار خوش آهنگ و خواندنی میشوند و چه بسا موفقیت این زبان ادبی بزرگ شرقی به غیر از تاثیر نوایی در این نکته نیز نهفته باشد.

نوایی در شعر فارسی «فانی» و در شعر ترکی «نوایی» تخلص میکرد که در تاریخ ادبیات نیز البته با تخلص ترکی خود شناخته میشود. آثار ترکی امیر علیشیر نوائی که در فرهنگ معین آمده است به شرح ذیل است که البته ممکن است این لیست کامل نباشد.

 

دیدن توضیح || بستن توضیح

صمد بهرنگی

يگر وقت آن گذشته است كه ادبيات كودكان را محدود كنيم به تبليغ و تلقين نصايح خشك و بي‌برو برگرد ،‌ نظافت دست و پا و بدن ،‌اطاعت از پدر و مادر ، حرف شنوي از بزرگان ، سر و صدا نكردن در حضور مهمان و …

صمد بهرنگی بنیان گذار ادبیات کودکان

ديگر وقت آن گذشته است كه ادبيات كودكان را محدود كنيم به تبليغ و تلقين نصايح خشك و بي‌برو برگرد ،‌ نظافت دست و پا و بدن ،‌اطاعت از پدر و مادر ، حرف شنوي از بزرگان ، سر و صدا نكردن در حضور مهمان و … وسائلي از اين قبيل كه نتيجه كلي و نهايي اينها بي خبر ماندن كودكان از مسائل بزرگ و حياتي محيط زندگي است . بچه را بايد از عوامل اميدوار كننده الكي و سست بنياد و نااميد كرد و بعد اميد دگرگونه‌اي بر پايه شناخت واقعيتهاي اجتماعي و مبارزه با آنها را جاي آن اميد اولي گذاشت .

آري چرا بايد بچه‌هاي شسته و رفته و بي‌ سر و صدا و مطيع تربيت كنيم ؟ چرا دستگيري از بينوايان را تبليغ مي‌كنيم و هرگز اين رانگوييم كه چرا و چگونه آن يكي « بينوا » شد و اين يكي « توانگر » كه سينه جلو مي‌دهد و سهم بسيار ناچيزي از ثروت خود را به آن باباي بينوا بدهد و منت سرش بگذارد كه آري من مردي نيكو كارم و هميشه از آدمهاي بيچاره و بدبختي مثل تو دستگيري مي‌كنيم ، البته اين مهم محض رضای خداست والا تو خودت آدم نيستي .


اكنون زمان آن است كه در ادبيات كودكان به دو نكته توجه كنيم و اين دو را اساس قرار دهيم :


نكته اول : ادبيات كودكان بايد پلي باشد بين دنياي رنگين بي خبري و رويا و خيالهاي شيرين كودكي و دنياي تاريك و آگاه غرقه در واقعيتهاي تلخ و دردآور و سرسخت محيط اجتماعي بزرگترها . كودك بايد از اين پل بگذرد و آگاهانه و مسلح و چراغ به دست به دنياي تاريك بزرگتر‌ها برسد در اين صورت است كه بچه‌ مي‌تواند جانشين واقعي پدرش در زندگي باشد و عامل تغيير دهنده در اجتماع را كدوبي تحرک.
نكته دوم : بايد جهان بيني دقيقي به بچه داد ، معياري به او داد كه بتواند مسائل اخلاقي و اجتماعي را در
موقعيتهاي دگرگون شونده دائمي و گوناگون اجتماعي ارزيابي كند .


ادبيات كودكان نبايد فقط مبلغ « محبت و نوع دوستي و قناعت و تواضع » از نوع اخلاق صميميت باشد . بايد به بچه گفت كه به هر آنچه و هر كه ضد او ريشه در خاكهاي مقدس آذربايجان دارد بشري و غير انساني و سد راه تكامل تاريخي جامعه است كينه ورزد و اين كينه بايد در ادبيات كودكان راه باز كند .


تبليغ اطاعت و نوع دوستي صرف ، از جانب كساني كه كفه سنگين ترازويمان آنهاهستند ، البته غير منتظره نيست اما براي صاحبان كفه س بك ترازو هم ارزش ندارد » .



مطالب فوق كه چكيده‌اي از انديشه‌هاي صمد بهرنگي است ما را تا حدودي با ديدگاههاي وي آشنا مي‌كند . تأثير صمد بهرنگي در دگرگوني ادبيات كودكان و نوجوانان تنها با تأثير محمد علي جهانزاده و صادق هدايت در ادبيات داستاني و تأثير نيما يوشيج در شعر قابل مقايسه است . او نيز همچون جمالزاده و هدايت و يوشج ، سنت شكن بود و با عمر كوتاه خود با نوشتن شماري داستان ، ‌به ادبيات كودكان و نوجوانان تكان شديدي داد و در واقع يك انقلاب در ادبيات كودكان به وجود آورد و آن را از حالت كسل كننده و يكنواخت بيرون‌ آورد . تيراژ كتابهاي او براي اولين بار در تاريخ كتاب و كتابخواني ايران به تيراژ ميليوني رسيد . وجود او باعث گرديد كه بين مردم و ادبيات يك دوستي مبني بر صداقت ، ايمان و عشق پديد آيد ، چرا كه به قول شاملو « صمد چهره حيرت انگيز تعهد بود » . او به راستي جهاني‌ترين قصه گوي ماست و قصه‌ها و افسانه‌هاي اگر هانس كريستين بنيانگذار داستانهاي كودكان در مغرب زمين معرفي مي‌شود ، صمد هم واقع گراترين قصه گوي كودكان سرزمين ماست كه قصه‌هايش حكايت از زندگي حقيقي مردمان ديار محبوبش است . افكار او از روستاهاي آخيرجان ،‌ ممقان و گوگان نشات مي‌گيرد ، حال آنكه هانس كريستين در كتابخانه در اثر مطالعه كتابهاي ادبي و روانشناسي دنبال هدفش مي‌گردد .


معلمي بود كه يك لحظه از آموزش بچه ها در كوره دهاتها دريغ نكرد و چه رياضتها كه آنها را به جان مي‌خريد و در مقابل و فشارهايي كه حسودان تنگ دل و يا دستگاههاي بوروكرات اداري و حكومتي تحميل مي‌كردند ، آگاهانه ايستادگي كرد و غفلت نكرد و فرياد برمي‌داشت : « ياد گرفتن اگر فقط به خاطر ياد گرفتن باشد يك شاهي ارزش ندارد ، ياد گرفتن بايد به خاطر تأثير در ديگران و ايجاد تغيير در محيط زندگي و آدمهاي دور و نزديك باشد » . شكل و شيوه نوشتن براي او مسأله مهمي نبود البته بهرنگي بين مقوله‌هاي هنري و مسائل اجتماعي كاملاً تمايز قائل بود اما اين را نيز دقيقاً مي‌دانست كه صراحت و سادگي بيشتر به عمق مسائل مي‌رسد تا پيچيدگي و دشواري . او اغلب از تجربه‌هايش مي‌نوشت مهمترين خصيصه او شناخت شرايط امكانات بود و مي‌كوشيد در حد همان شرايط و امكانات راه حل مشكلات را ارائه دهد . اين حقيقت ويژه او را در انتقادش به كتابهاي درسي مي‌توانيم دريابيم در اين مورد او به كلي گويي نمي‌پرداخت بلكه مشكل خودش را كه آموزگار روستا بود بيان مي‌كرد و در اين مورد عقيده داشت كه كتابهاي درسي بچه‌هاي شهر نشين بايد متفاوت باشد با كتابهاي درسي بچه‌هاي روستايي و به مضمون و محتواي كتابهاي درسي ايرادهاي بجايي مي‌گرفت . كار مهم او كه سرنوشتش نا معلوم ماند و احتمالاً سبب مرگ ناگهانيش شد ، تأليف كتابي در زمينه آموزش الفبا براي مناطق ترك نشين بود كه به نام كتاب (الفبا) معروف شد است . چاپ اين كتاب مي‌توانست تحولي بنيادين در شيوه آموزش زمان بوجود آوردکه با كمترين تلاش كودكان و بزرگسالان آدربايجان مي‌توانستند زبان فارسی را ، در قالب جمله‌هاي ساده‌اي كه از لحاظ ساختار زباني براي مردم آذربايجان آشنا و مأنوس بود به كار برند و ابداع اين روش براي او كاري بزرگ و پر زحمت بود و سالها براي تدوين آن كوشيد و واژه‌هاي مناسب را جدا و فيش برداري كرد و از هماني و شباهت اين دو زبان سود برد، او مي‌خواست به حاصل تلاش خود در اين مورد جنبه رسمي بدهد و آن را به صورت كتابي درآورد و از همين جا دردسرها و مشكلات شروع شد . زيرا آنها كه ادعاي تخصصي و كارشناسي داشتند نمي‌توانستند تن به برتري كار يك آموزگار جوان بدهند و در نتيجه موجوديت خود را نفي كنند ، پس براي ابراز وجود مي‌خواستند در كار او دست ببرند اما بهرنگي نپذيرفت و زير بار تهديد و تطميع نرفت و كتابها را زير بغل زد و از تهران به سوي روستايي كه تدريس مي‌كرد به راه افتاد و از چاپ كتابش نااميد شد و يك هفته بعد در ارس غرق شد .


زنده ياد جلال آل احمد درباره كتاب الفبا مي‌نويسد : « هي مي‌خواستند « ه »‌ و « ميم » الفبايش را در « ماه »‌ و « ماه بانو » به رخ بچه ها بكشند .
صمد بهرنگي سعی داشت در آثارش تضادهاي جامعه زمانش را در نظر بگيرد . نكته مهم در تجزيه و تحليل آثارش چگونگي نگرش او بر واقعيات زماني زندگيش و ماهيت جهان بيني اوست . ماهي سياه كوچولو جدا از توده‌ها حركت مي كند و نبرد او سرانجام به مرگش منتهي مي‌شود اما در يك هلو و هزار هلو ، كچل كفتر باز ، كور اوغلو و كچل حمزه ، 24 ساعت خواب و بيداري در متن زندگي توده‌ها به روشنگري مي‌پردازد و آنها را از لزوم مبارزه شايسته و بر ضد طبقه حاكم آگاه مي‌كند دوستي و نزديكي اولدوز و كلاغ‌ها و همراهي ياشار باآنها همان شكل گيري تدريجي مبارزه توده‌‌هاي بر ضد ستم طبقاتي است . نثر ساده او نتيجه درك درست او از چگونگي قالب و فرم مناسب داستانهاي كودكان است .


گويا صمد بهتر از همه مي‌دانست كه آينده در دست كودكان است . خواه ناخواه آنها بزرگ مي‌شدند و همچون پدران و مادران خود با فرازو نشيبهاي زندگي اجتماعي روبرو مي شدند از اين رو تصميم گرفت آنها را به گونه‌اي تربيت كند كه بتوانند خود و هموطنهاي خود را در مقابل زشتيهاي اين دنيا آگاه ساخته و با تبليغات پر سر و صدا و دروغين ، اسير دست دنيا نشوند . با چنين انديشه‌هايي ادبيات كودكان را برگزيده و به زبان كودكان يعني قصه‌هاي كودكان شروع به گفتن حرفهايش كرد . در تفكرات و شاهكارهاي صمد زبان مادري جاي ويژه‌اي به خود اختصاص داده است به گفته جلال آل احمد او تلاشهاي بسياري براي احياء زبان مادريش انجام داد . صمد زبان آذربايجان و وجدان بيدار يك تمدن به انزوا کشيده شده بود .به گفته دكتر غلامحسين ساعدي دوست و همزبان صمد ، ‌در او عشق و علاقه وصف ناشدني بود که به زبانش داشت و تا مي‌توانست آن را مي‌خواند و مي‌نوشت و منتشر مي‌كرد ،‌ براي جمع آوري ادبيات شفاهي آذربايجان به شهرها و روستاهاي دور و نزديك مي‌رفت و تمام تلاش خود را انجام مي‌داد .
صمد با الهام گرفتن از داستانهاي كور اوغلو ، دده قوقورد و … به گسترش فرهنگ و ادبيات آذربايجان مي‌پرداخت . گفتني است كه او مي‌خواست آذربايجان براي هميشه مركز تفكرات دموكراتيك و مبارزات بر عليه ظلم و استبداد باشد و در ادبيات كودكان سبک تازه اي آفريد ، همه‌ اسمهاي قهرمانان قصه‌هايش را از فرهنگ آذربايجان انتخاب مي‌كرد . بسياري از قصه‌هايش نشان دهنده وجود سيستم اداري شاهنشاهي و نمایاننده وضعيت سياسي ـ اقتصادي و اجتماعي آذربايجان است . خلاصه صمد بهرنگي همچون ستاره اي درخشيد و شاهكار گرانبهايي براي كودكان و ادبيات كشورمان به يادگار گذاشت به جرأت مي‌توان او را بنيانگذار ادبيات نوين كودكان مشرق زمين مخصوصاً ايران ناميد .


سرانجام صمدي كه در دوم تير ماه در سال 1318 ه.ش در محله « چرنداب » ‌شهر تبريز در يك خانواده ‌فقير ، اما متعهد به دنيا آمده بود ، نهم شهريور ماه سال 1347 در يك حادثه نامعلوم با امواج ارس به ابديت پيوست . در واقع صمد نمرد بلكه مردن او آغاز يك زندگي جديد شد براي پيروان راستين اين بزرگ مرد تاريخ ادبيات كودكان .


* صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم


وانگه همه بتها را در پيش تو بگدازم (مولوی)

 

دیدن توضیح || بستن توضیح

پـروفـسـور مـحـمد تـقـي زهـتـابـي

پروفسور زهتابي در سال 1302 شمسي در شبستر متولد گرديد . خانوادهء وي از جمله روشنفكران شبستري و مشهور به عائله كيريشجي بودند . پروفسور زهـتـابـي در سال 1309 به مدرسه ابتدايي در شبستر راه يافت و در سال 1315 تحصيلات ابتدايي را به پايان رسان...

پـروفـسـور مـحـمد تـقـي زهـتـابـي
پروفسور زهتابي در سال 1302 شمسي در شبستر متولد گرديد . خانوادهء وي از جمله روشنفكران شبستري و مشهور به عائله كيريشجي بودند . پروفسور زهـتـابـي در سال 1309 به مدرسه ابتدايي در شبستر راه يافت و در سال 1315 تحصيلات ابتدايي را به پايان رساند . وي براي ادامه تحصيل مجبور به مهاجرت به تبريز گرديد و 3 سال را در مدرسه فـيـوضات تـبريـز به تحصيل پرداخت . پس از اتمام دبيرستان در سال 1320 در دانشسراي تربيت معلم تبريز به تحصيل ادامه داد و پس از پايان اين دوره در سالهاي 22-1323 در مدرسه رشديه تبريز به تدريس دوره ابتدايي مشغول بود. در همين سالها پروفسور زهتابي با حضور در كلاسهاي درس حاجي يوسف شعار به آ موختن زبان عربي همت گماشت . و نيز با حضور در كلاسهاي زبان فرانسه كاتوليك هاي تبريز اين زبان را نيز فرا گرفت .


ورود به دانشگاه براي اين پروفسور عاليقـدر زماني ميسر گرديد كه در سال 1325 اولين دانشگاه تبريز به واسطه فرقه دموكرات تاسيس گرديد. پروفسور زهـتـابي در رشته ادبيات اين دانشگاه مشغول تدريس گرديد . اما يك سال بعد با تعطيلي دانشگاه مواجه گرديد و علاوه بر مجبوريت در ترك تحصيل ،بواسطه اوضاع آشفته سياسي آن سالها مجبور به ترك ديار نيز گرديد.در سال 1327 عازم شوروي آن روز گرديد اما در آنجا نيز از صدمات توده اي ها در امان نماند و با شهادت دروغين آنان به دو سال زندان در سيبري محكوم گرديد.در مدت اين دو سال پروفسور زهـتـابي به هيـچوجه امكان يادگيري و حتي مطالعه ساده را نيافت و پس از پايان دوران تبعيد مجددا به شهر دوشنبه تبعـيد گرديد.وي با ارائـه توانائيهاي علمي خود توانست در سال 1333 شمسي با نظر دولت وقت به بـاكو آمده و در رشته زبان و ادبيات تركي اين دانشگاه مشغول به تدريس گردد . براي پرداخت هـزينه اين تحصيل ، وي همزمان در دانشگاه شرق شناسي باكو به تدريس زبان عربي نيز مشغول گرديد. تاليف و چاپ كتاب براي وي ممنوع بود و پروفسور در اين سالها تاليفات خود را با امضاهاي مختلف به چاپ مي رساند . با نوشتن « زندگي و آ ثار ابونواس» و دفاع از اين تز ، توانست پس از چهار سال مدرك دكترا را از دانشگاه باكو دريافت نمايد. نهايتا در سال 1350 شمسي پروفسور توانست اجازه عزيمت به عراق را دريافت نموده و به بغداد سفر كند. بلافاصله در دانشگاه بغداد به تدريس زبان فارسي و نيز تدريس تـركي باستان پرداخت و با آسودگي بيشتري به تاليف و چاپ آثار خويش همت گماشت . با توجه به آثار چاپ شده اش دانشگاه بغداد در سال 1355 نشان عالي پروفسوري را به دوكتور زهتابي اعطا نمود.


با شروع انقلاب اسلامي در ايران ، پروفسور زهتابي همانند هزاران آواره ديگر با اميد فراوان به كشور برگشت . در سال 1358 از وي براي تدريس زبان تركي و عربي در دانشگاه تـبريز دعوت به عمل آمد اما اين دعوت يك سال و نيم بيشتر دوام نياورد و دوكتور زهتابي به خانه نشيني مجبور گرديد . وي تا سال 1378 تلاشهاي بي وقفه اش را در عرصه ادبيات – تاريخ و فرهنگ آذربايجان ادامه داد و نهايتا در تاريخ 12 / 10/1377 در حاليكه به تنهايي در منزل خود واقع در شبستر مشغول نوشتن بود دارفاني را وداع گفت و به آرزوي خود يعني مرگ در زادگاه خويش نايل آمد.روحش شاد!

دیدن توضیح || بستن توضیح

مبارز همیشه پیروز بابک ...

عباسيان در 132 هجري با بر اندازي امويان بر مسند خلافت ممالك اسلامي و مسلمانان جهان تكيه زدند . اولين خدمت عياسيان به خيل مردماني كه ازآمدنشان اظهار شادماني مي نمودند ، كشتن ابو مسلم خراساني و برانداختن برمكيان بود البته همگي به حيله و خدعه !سي سال...

مبارز همیشه پیروز بابک ...

عباسيان در 132 هجري با بر اندازي امويان بر مسند خلافت ممالك اسلامي و مسلمانان جهان تكيه زدند . اولين خدمت عياسيان به خيل مردماني كه ازآمدنشان اظهار شادماني مي نمودند ، كشتن ابو مسلم خراساني و برانداختن برمكيان بود البته همگي به حيله و خدعه !سي سال بعد از اين تاريخ يعني در سال 162 هجري قيام هاي ضد بغداد در قالب قيام خرميان در مناطق متعددي از ممالك تحت سلطه خلفاي عباسي شروع گرديد . خرميان كه كلا به ضديت بر حكومت اعراب بر خاسته بودند ، عمدتا تركيبي از جوانان و كشاورزان و افراد تهي دست بي شمار جامعه بودند كه در سايه زراندوزي و عشرت گذاري خلفاي عباسي و امراي دست نشانده آنها هر روز بر تعداد چنين ناراضياني افزوده ميگرديد .

اولين پيروزي بابك بر خلفاي ظلم و جور زماني بود كه وي علنا نداي مخالفت را سر داد . هر چند كساني چون افشين و مازيار در خفا با بابك پيمان اتحاد و هم رايي بسته بودند اما هيچگاه علنا مخالفت خود را بروز ندادند و اين دورويي و حيله گري آن دو را از افتخار اولين پيروزي بابك بي بهره گذارد . قاطعيت بابك در خصوص راهي كه بر گزيده بود وي را قهرمان هزاران آزادي طلب زمان خود كرد . و چنين شد كه بابك توانست پرچمي را كه در آذربايجان بر افراشته بود به ولاياتي چون همدان و ديلمان و اصفهان و... حتي روم شرقي نيز ببرد و هزاران كس را در اين راه هم راي خود سازد .

عليرغم قتل ها و كشتار هاي دسته جمعي خرميان كه تاريخ نگاران عرب نيز آنرا تاييد مي نمايند ، باز هم بابك فرياد آزادي بر اساس روابط انساني را سر ميداد و هيچگاه نفر اولي نبود كه براي جنگ دست به شمشير ببرد . بدين ترتيب بابك مدت بيست و سه سال بدون تغيير موضعي كه در روز اول مبارزه بر گزيده بود بي وقفه و شب و روز به مبارزه خود ادامه داد . پايداري وي در اين مدت طولاني و تحمل شديد ترين لطمات روحي و جاني و مالي در واقع دومين پيروزي بدون ترديد بابك به حساب مي آيد . پايداريي كه وي در اين مدت از خود نشان داد چنان بي مثال و استثنايي است كه تمامي تاريخ نگاران بدان معترفند . و اگر نبود تنگ نظري بسياري از دشمنان بابك ، به يقين وي را تنها نمونه پايداري در مبارزات تاريخي مي ناميدند . بابك پاي در راهي نهاده بود كه در پايان راه پيروزي بدون ترديد در انتظار وي بود . و افشين همپيمان وي چنان در دالانهاي تو در توي ذلالت و دلبستگي به مقام و خيانت به دوستان و حتي اقوام سرگردان بود كه راه رهايي را هم گم كرده بود . و اگر مي بينيم كه خليفه معتصم نهايتا افشين را براي اجراي خدعه هاي درباري بر عليه بابك بر مي گزيند ، از روي همين سرگرداني و بي آرماني افشين است . چراكه افشين همه چيز خود را باخته است و توان تشخيص راه درست را در دالانهاي گمراهي گم كرده است . رويارويي با افشين در نبرد نهايي براي بابك حكم يك پيروزي ديگر را دارد . اين آخرين تركش خليفه است و بابك از اين آخرين تركش هم براي اثبات حقانيت و ادعاي خود سود مي جويد . ( هركس كه براي يك بارهم كه شده بر سر سفره خليفه بنشيند خائن و متظاهر است ) . بابك مي خواهد در نبرد با افشين به هزاران خلق به ستوه آمده از ستم خلفا نشان بدهد كه ( از ماست كه بر ماست ! ) . مي خواهد تلخي جنگ داخلي و رويارويي هم بندهاي در بند را به مردم نشان بدهد . مي خواهد به مردم بگويد كه در اين جنگ پيروزي از آن نفر سومي است كه در ميدان حضور ندارد !

بابك در زمان دستگيري نيز پيروز است . چراكه با خدعه گرفتار ميشود نه با جنگ مردانه و عادلانه . سهل بن سنباط يكي از خائنان به نام تاريخ ، بابك را در مغاره اي تاريك به دست افشين مي سپارد . گويي از نگريستن بر چهره وي نيز وحشت دارد . اما بابك همچنان پيروز است . التماس نمي كند . وعده و وعيد نمي دهد . شرط نمي پذيرد . همانند بيست و سه سال پيش سر افراز و با اراده است . هنوز هم در خود توان مبارزه را مي بيند . دست و پايش را مي بندند تا ظلم خليفه جلوه عيني يابد . خليفه به نمايش قدرت مي انديشد و بابك با تمام توان به شكستن اين قدرت نمايشي جهد دارد . بابك در كاخ خليفه هم پيروز است . امان نامه نمي خواهد . سمت و منصب نمي پذيرد . صدايش نمي لرزد . تمامي نفرت خويش را در چشمانش و زبانش نثار خليفه و دستگاه ظلم و جور او مي سازد . بابك به پيروزي خود يقين دارد . چرا كه وي اولين كسي است كه قيام بالسيف ( قيام مسلحانه ) را عليه خلفاي ظلم پيشه عباسي بدعت نهاده است و از پايان كار سخت دل قوي است . ميداند كه هم اكنون ميليونها انسان در اطراف و اكناف بلاد اسلامي در تدبير بر انداختن خلافت مستبدان هستند . اين براي بابك به معناي پيروزي است چراكه در شروع كار نيز در همين انديشه بود . وي نه طالب خلافت بود نه سرداري و نه اميري . بابك در آرزوي بيداري انسانها يي بود كه شب و روز در برابر چشمانش جان مي كندند و خفت ها مي كشيدند . بابك ميخواست همين مردم به پوشالي بودن دستگاه خلافت پي ببرند و حالا كه ميليونها هم راي و همفكر دارد پيروز است ، پيروز واقعي !او مرگ را نچشيد........

 

دیدن توضیح || بستن توضیح

شاه اسماعیل شاعر و بنیانگذار حکومت آذربایجانی صفویان

شاه اسماعیل ختایی(17-7-1487 ، 23-5-1524)

شاه اسماعیل شاعر و بنیانگذار حکومت آذربایجانی صفویان
شاه اسماعیل ختایی(17-7-1487 ، )
بنیانگذار حکومت آذربایجانی صفویان و ش23-5-1524اعر
شاه اسماعیل ختایی شاعر و موسس حکومت صفویان پدرش شیخ حیدر و مادرش عالمشاه بییم دختر اوزون حسن آغ قویونلو بود.

 


سلطان یعقوب آغ قویونلو بعد از مرگ شیخ حیدر (1488) اسماعیل ، مادرش و دو برادرش(سلطان علی و ابراهیم) را زندانی کردبعد از مرگ سلطان یعقوب به دستور رستم میرزا در سال 1492 اسماعیل و خانواده اش از زندان آزاد شدند و برادر بزرگترش شیخ سلطان علی او را به اردبیل فرستاد.

اسماعیل مدتی را در اردبیل و رشت مخفی بود ، سپس به لاهیجان نزد میرزاعلی حاکم گیلان رفت.

در آگوست 1499 همراه با تعدادی از معتمدین خود از سران قزلباش جهت جمع آوری قشون به اردبیل رفت. او در بهار سال 1500 با قشون 2 هزار نفری از قزلباش ها که از طوایف شاملو و روملو و همچنین اهالی قره داغ و طالش به او پیوسته بودند، وارد ارزنجان شد و در آنجا 7 هزار نفر از قزلباش ها و صوفیان قره داغ را دور خود جمع نمود.

در اواخر سال 1500 به شیروان حمله کرد ، قشون شیروان را مغلوب نمود و فرخ یاسار شروانشاه را به قتل رساند.

اسماعیل در پاییز 1501 وارد تبریز شد و خود را شاه اعلام نمود و به این ترتیب حکومت آذربایجانی صفویان به پایتختی تبریز پایه گذاری شد.

شاه اسماعیل در 21 جون 1503 در نزدیکی همدان حاکم آغ قویونلوها را که حاضر به تبعیت از او نبود ، مغلوب کرد و در سال های بعد به تدریج تمام ایران و خراسان را تحت حاکمیت حکومت صفوی در آورد.شاه اسماعیل در سال 1514 لشگر عثمانی را در جنگی که در دشت چالدران در گرفت شکست داد و سپس حاکم شکی ، شروانشاهان وگرجی ها را تابع خود نمود. شاه اسماعیل در بازگشت از سفر شکی به اردبیل در گذشت و پسرش طهماسب جانشین او شد.

شاه اسماعیل به زبان های ترکی ، عربی و حتی فارسی شعر می سرود اما غالب آثار او به زبان ترکی بود.

 

 

دیدن توضیح || بستن توضیح

نظامی گنجوی ، شاعر بزرگ آذربایجان

حکیم جمال الدین ابو محمد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید ملقب به نظامی گنجوی (1141-1209) از داستانسرایان بزرگ و استادان مسلم در سرودن شعر تمثیلی و بزمی است.

نظامی گنجوی ، شاعر بزرگ آذربایجان

حکیم جمال الدین ابو محمد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید ملقب به نظامی گنجوی (1141-1209) از داستانسرایان بزرگ و استادان مسلم در سرودن شعر تمثیلی و بزمی است.

او در 22 آگوست 1141 در شهر گنجه آذربایجان متولد شد و همه عمر را به جز سفر کوتاهی که به دعوت قزل ارسلان به یکی از نواحی نزدیک گنجه کرد، در وطن خود باقی ماند.


Boğazımı gör necə düyünləyibdir Gəncə


بوغازیمی گور نئجه دویونله ییبدیر گنجه


Yoxsa İraq xəznəsi mənim olardı, məncə


یوخسا ایراق خزنه سی منیم اولاردی، منجه


Aləm deyir övladsan sən dünyaya, Nizami


آلم دئییر اولادسان سن دونیایا، نیظامی


Sığışmazsan Gəncəyə gen dünyada, Nizami


سیغیشمازسان گنجه یه گئن دونیادا، نیظامی

نظامی 63 سال و 6 ماه در گنجه زندگی کرد، در همین شهر وفات نمود و به خاک سپرده شد.


نظامی از تمام علوم عقلی و نقلی بهره مند بود و در وادی عرفان و سیر و سلوک راهنمای بزرگ و در عقاید و اخلاق ستوده پایبند و استوار و سرمشق فرزندان بشر بوده و در فنون حکمت از طبیعی و الهی و ریاضی دست داشته و منشا تغییر و تحول و پیشرفت این علوم شد و در بسیاری از مسایل آن دوره جلوتر از زمان خود بود.


نظامی علاوه بر زبان ترکی که زبان مادری او بود به زبانهای عربی ، فارسی و چند زبان دیگر به طور کامل مسلط بود.

در پاکی اخلاق و تقوی، نظیر حکیم نظامی را در میان تمام شعرای عالم نمی‌توان پیدا کرد. در تمام دیوان وی یک لفظ رکیک و یک سخن زشت پیدا نمی‌شود و یک بیت هجو از اول تا آخر زندگی بر زبانش جاری نشده‌است.


نظامی از سنین کودکی قلم به دست گرفت و الهامات قلبی خود را بر کاغذ منتقل نمود.اولین نوشته های او قصیده و غزل بود. نظامی تحولی عظیم در سرودن قصیده و غزل پدید آورد و روح و جان تازه ای به آنها بخشید.


نظامی یک دیوان اشعار 20 هزار بیتی دارد که متاسفانه امروز تنها قسمتی از آن موجود است و نسخه کامل آن شاید در یکی از کتابخانه های دنیا یافت شود.


آنچه موجب ماندگاری ابدی نام نظامی شده و او را در ردیف اول ادیبان جهان قرار داده، پنج مثنوی با نام «پنج گنج» یا «خمسه» است که تعداد ابیات آن را تا حدود 20 هزار بیت نوشته اند و عبارتند از:
مخزن الاسرار(1177)، لیلی و مجنون(1188)، خسرو و شیرین(1180)، هفت پیکر(1196 (Yeddi gözəl))، اسکندرنامه(1203)، که تمامی مثنویها به سبک عراقی است.
اشعار مخزن الاسرار سراسر پند و نصیحت است و شامل 2260 بیت می باشد. این مثنوی مشتمل بر 20 مقاله در مواعظ و حکم است و حاوی اندیشه های زاهدانه و عارفانه اوست.
در هر مقاله پس از شرح عنوان مقاله، برای تأثیرگذاری بیشتر داستانی کوتاه اما پر محتوا و دلنشین روایت شده است.

به نظر نظامی خدمت بی تمنا و صرفا در جهت رضای الهی به انسانها و عدالت برترین ارزشها هستند.

 

مرگ آپاغ روحیه نظامی را سخت تحت تاثیر قرار داد و پس از آن بود که مثنوی دوم خود "خسرو و شیرین" را سرود.
مثنوی خسرو و شیرین شامل 6500 بیت است. این مثنوی داستان عشق خسرو پرویز به شیرین شاهدخت می باشد.
مثنوی لیلی و مجنون شامل 4500 بیت است. در این مثنوی داستان پر سوز و گداز عشق مجنون و لیلی به رشته نظم درآمده است.


مثنوی هفت پیکر در 5136 بیت سروده شده است. این داستان شرح روابط بهرام گور با هفت دختر از پادشاهان هفت اقلیم است که بهرام برای هر کدام گنبدی به رنگی خاص بر پا می کند و هر روز از هفته را میهمان یکی از آنان می شود و داستانی از هر کدام می شود.
مثنوی اسکندرنامه شامل 10500 بیت و در دو بخش به نامهای شرفنامه و اقبالنامه به نظم درآمده است. در بخش اول نظامی اسکندر را به صورت فاتحی بزرگ و در بخش دوم در لباس حکیم و پیامبری خردمند معرفی می کند.


اگرچه زبان مادری نظامی ترکی بود اما در بزم سرایی، بزرگترین شاعر ادبیات فارسی است. به جرأت می توان گفت که او در سرایش لحظه های شادکامی بی همتاست، زبانش شیرین است و واژگانش نرم و لطیف، و گفتارش دلنشین. آن گونه که در بازگویی لحظه های رزم، نتوانسته از فشار بزم رهایی یابد به اشعار رزم نیز ناخودآگاه رنگ غنایی داده است. این شاعر بزرگ خود را به اخلاق پایبند می داند و برخلاف بسیاری از شاعران و سرایندگان، هرگز در سروده هایش بی پرده سخن نگفته است.نظامی گنجوی استاد مسلم شعر غنایی و داستانهای عاشقانه است.
برجستگیها و ویژگیهای شعر نظامی :


تشبیهات و توضیحات او، زیبا و هنرمندانه و بسیار خیال انگیزند.


در تصویر جزئیات طبیعت و حالات، بسیار تواناست.


انتخاب الفاظ و کلمات مناسب که نتیجه آشکار آن، موسیقی شعر اوست.


ایجاد ترکیبات خاص و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند.


تازگی معانی و ابداع ترکیبات تازه که در شعر نظامی به وفور یافت می شود، کلام وی را گاهی دچار ابهام می کند،


علاوه بر اینها کثرت «لغات عربی» و «اصطلاحات علوم» و «اصول و مبانی فلسفه و معارف اسلامی» سخن این شاعر را دشوار و پیچیده کرده است.

دیدن توضیح || بستن توضیح

استاد بزرک شهریار

شهریار کلکسیونی کم نظیر از نبوغ، احساس، عاطفه سرشار و البته استاد شعر است. او یکی از نوادر عصر حاضر در پهنه ‌ادب شرقی است که توانسته است علاوه بر قلب هم‌میهنان خود قلوب بسیاری را در آسیای مرکزی، شبه قاره هند و پاکستان، عراق، ترکیه، آذربایجان و... تسخیر کند.

 

شهریار کلکسیونی کم نظیر از نبوغ، احساس، عاطفه سرشار و البته استاد شعر است. او یکی از نوادر عصر حاضر در پهنه ‌ادب شرقی است که توانسته است علاوه بر قلب هم‌میهنان خود قلوب بسیاری را در آسیای مرکزی، شبه قاره هند و پاکستان، عراق، ترکیه، آذربایجان و... تسخیر کند.

آفرینش در دو یا سه زبان رسم معمول شاعران ترک و به ویژه شاعران آذربایجانی بوده است. از این دست شاعران در میان شاعران ترک غیرآذربایجانی می‌توان به امیرعلیشیر نوائی و کمال خجندی اشاره کرد. در میان شاعران آذربایجان اما تعداد این شاعران بسیار زیاد است که از آنجمله می‌توان به تعدادی از این شعرای شاخص نظیر ملامحمد فضولی، صائب تبریزی، حکیم هیدجی، ماذون قشقائی، حبیب ساهر، مفتون امینی، حسین منزوی و... اشاره کرد. در میان شاعران غیر ترک نیز شاعرانی هستند که به دو، سه و حتی چهار زبان شعر گفته‌اند. سعدی، اقبال لاهوری، نیما یوشیج و زنگلی کرمانجی از این جمله‌اند که به ترتیب سعدی به زبانهای عربی و فارسی، اقبال به زبانهای اردو و فارسی، نیما به زبانهای طبری و فارسی و زنگلی کرمانجی شاعر خراسانی به زبانهای کرمانجی، ترکی، فارسی و عربی شعر سروده‌اند.

  موضوعات مذهبی مثل اشعاری در مورد امام علی و امام حسین (علیهما السلام)
موضوعات عاشقانه و لیریک که جانمایه اصلی شعر شهریار هستند.
موسیقی؛ شهریار به فراخور دوستی خود با موسیقیندانانی مثل اقبال آذر، صبا و ... و نیز آشنائی با سه تار، جایگاه ویژه‌ای برای موسیقی قائل است.

جدائی شهرهای قفقاز از ایران؛ بخشی از آفرینشهای شهریار مثل اشعار مکاتبه‌ای او باشاعران آن سوی ارس از این جمله‌اند.
اشعار پان ایرانیستی؛ شهریار در برهه‌ای از حیات خود تحت تاثیر ترک‌ستیزان تهرانی شعرهایی پان ایرانیستی نیز سروده است.
اشعاری در دفاع از فرهنگ و زبان آذربایجان؛ این اشعار به ویژه در دو دهه پایانی عمر او بیشتر به چشم میخورد، از این روی آخرین حرف‌های قابل استناد شهریار در مورد عقاید او نسبت به آذربایجان و زبان ترکی نیز همین اشعار هستند.
اخوانیه‌ها؛ بخش قابل توجهی از اشعار شهریار شعرهایی هستند که شاعر در مورد دوستان و آشنایان خود که تقریبا اکثر آنان از مشاهیر معاصر هستند سروده شده‌اند. از جمله: بولود قاراچورلو «سهند»، قمرالملوک وزیری، کمال الملک، صبا، سایه و...
شایان یادآوری است که به نوشته یکی از نویسندگان معاصر دیوان چاپ شده شهریار از حیث تنظیم و تبویب بسیار بدتنظیم است و گاهی غزل در بین قصیده، چهارلختی در بین رباعی و... چاپ شده است.
باری همین چند بعدی بودن و آفرینش در حیطه‌های گوناگون ضمن افزودن شهرت شهریار اما موجب سردرگمی شهریارشناسان نیز شده شده است. بخصوص در عصر حاضر که همه چیز به سوی تخصصی شدن حرکت کرده است، صحبت از شهریار بما هو شهریار (شهریار آنگونه که هست) تقریبا ناممکن است. البته بگذریم از اینکه شهریار تقریبا همانگونه که خود تحمل دانشکده و دانشگاه را نداشته است شعر او نیز تحمل محیط‌های آکادمیک را ندارد و بیش از آنکه در لای کتابهای هفتاد من کاغذ تحقیقی دیده شود، در روح و روان این مردم اعم از ترک و فارس مستوری می‌کند و بیش از آنکه در نشریات علمی خودنمائی کند در نشریات پوپولیستی موسوم به نشریات زرد جلوه مینماید. این مقال کوشش می‌کند به اختصار و البته به وسع خود علل ناکامیهای شهریارشناسی را بررسی کند.
 

1: شهریار و جریان چپ
عمده مشکلی که شهریار شناسی را به شکل علمی آن عقیم گذاشته است، دلخوش نبودن جریان چپ از شهریار است. بی‌تعارف بخش معظمی از جریان ادبیات ایران و حتی جهان در قرن گذشته میلادی در دست جنبش چپ جهانی بود. بزرگترین منتقدان و نیز ادب شناسان ایران، ترکیه، آذربایجان و...را نیز همین طیف تشکیل می‌دادند. اما شهریار جزء معدود افرادی است که در طول عمر خود با جریان چپ کنار نیامد و اصولا شهریار بر عکس شمس آل احمد که میگوید "صابون تمام محافل روشنفکری به تن مالیده است" صابون هیچ محفل روشنفکری را به تن خود نمالیده بود. ما در مقام قضاوت و تعیین حسن و قبح این کار شهریار نیستیم، اما همین امر موجب شده است که جریان چپ که در قرن گذشته بار نقد و عیار سنجی ادبیات را به دوش می‌کشید، در مورد شعر شهریار سبکباری را ترجیح دهد. شاید عده‌ای از خوانندگان فکر کنند که این مسئله تنها در مورد شعرهای فارسی او صادق است، اما این مسئله در مورد شعرهای ترکی او نیز صادق بلکه صادقتر است و جریان چپ که تا چندین سال اخیر شریان‌های ادبیات ترکی را در ایران به دست گرفته بود، تنها از روی ناچاری به عظمت شهریار اقرار کرد و گرنه تحقیقاتی که در مورد ترکی سرایان معاصر شهریار و بعد از او انجام گرفته هرگز در مورد شهریار انجام نگرفته است. سهراب سپهری نیز از این منظر زمانی مورد کم لطفی جریان چپ واقع شد و از جانب منتقدان چپ «بچه اشرافی بودایی» لقب گرفت. اما مسائل دیگری از جمله دفاع جریان پارسی‌گرایان و زبان‌وطنان فارس‌زبانی مثل شاهرخ مسکوب و دیگران از او، و نیز رواج نوع خاصی از عرفان مسلکی که به فراخور افسردگیها و معضلات عصر ماشین در کل جهان و به تبع آن ایران که معمولا در میان قشر دانشجو نیز شیوع بسیاری داشت موجب نجات شعر سهراب گشت. در اینجا باید به یک مسئله بسیار مهم نیز اشاره شود. بی‌گمان قطب راست جهانی برنامه‌های کلانی برای مبارزه با ادبیات چپ در نظر گرفته بود، از جمله این برنامه‌ها در ایران میتواند دفاع و ترویج شعر سهراب نیز باشد. اما در اینجا نیز سر شهریار بی کلاه می‌ماند. چرا که شهریار به همان میزان که با جنبش چپ سر ناسازگاری دارد، با جنبش راست نیز سازگار نیست، چه شهریار ذاتا شاعر دلها است، و در آن «آن» شاعری و خلاقیت همه قراردادهای ضدفطری اجتماعی و سیاسی و معیشتی را به یکسو نهاده و تنها و تنها برای دل خویش آفریده است. با اینهمه نمی‌توان گفت که شعر شهریار مورد سوء استفاده جریانها و نحله‌های خاصی قرار نگرفته است.

 


استاد شهریار
2. شهریار نوآوری و ارتجاع
شهریار این شاعر "جامع اضداد" در عین نوآوری‌های فراوان اشعار ارتجاعی نیز دارد. ارتجاع در شعر شهریار همچون نوآوری‌های او مشهود است. ممکن است پیشروترین و روشنفکرترین شاعران نیز در بین اشعار خود شعرهای ارتجاعی داشته باشند که بی‌گمان به شرط فراغ بال و حوصله نمونه‌هایی یافت می‌شود و البته شاعرانی از این دست معمول شعرهای ارتجاعی خود را قبل از اینکه به دست خواننده برسد پاره می‌کنند. باری شهریار نه اهل پاره کردن شعری است و نه ارتجاع او در زیر خروارها فرم، کنایه، پیچیدگی و اغلاق یا ضعف زبان و ... پنهان می‌ماند. بی‌آنکه بخواهم از این نوع شعرهای شهریار دفاع کنم، اما انگ ارتجاع زدن به کلیت شعر شهریار و ندیدن آن همه آفرینشهای ناب و محیرالعقول او را نیز روا نمی‌دانم.
 
3. شهریار و زبان شعری او
شهریار نزدیک به سه چهارم قرن شعر سروده است. در قرنی طوفانی که لحظه به لحظه آن آبستن حوادث بود و شعر شرق نیز هر روز شاهد یک مکتب و یک سبک جدید بود. برای مثال در شعر ترکی تنظیمات شعری، ثروت فنون شعری، چاغداش شعر، بیرینجی یئنی، ایکینجی یئنی و... و در شعر فارسی نیز از نوآوری‌نمائی‌های ملک الشعرا بهار تا شعر نو نیما، سپید شاملو، حجم رویائی، گفتار صالحی، غزل نو منزوی و انواع موجها و... می‌توان نام    برد. با یک حساب سرانگشتی میتوان گفت که در قرن حاضر، چندین برابر هزاره گذشته مکتبها و سبکهای مختلف شعری ب

 

امروز : 19 بهمن 1390 11:21 ق.ظ

آمار سایت

 
شنبه112
یکشنبه99
دوشنبه91
سه شنبه68
چهارشنبه42
پنج شنبه72
جمعه76

آنلاین ها: 1
بازدید های امروز:159
کاربران بازدید کننده:30411
مجموع بازدید ها:216347
رکورد:161
 
 

ارائه نظرات